الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

158

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

كُنه ذات و صفات ) زده شده است ، بىنياز مىكند . پس خدا آنان را به خاطر اين اعتراف به ناتوانى ، در چيزى كه به علم ، آن را درنمىيابند ، مدح كرده و ترك غور و تعمّق در آنچه را كه مكلّف به بحث از كُنه و حقيقت آن نيستند ، استوارى و رسوخ ناميده است . پس بر اين ، اقتصار و اكتفا كن و عظمت و بزرگى خدا را به قدر عقل [ و به عقل ] خود نسنج [ و برايش اندازه معيّن نكن ] كه از اهل هلاكت خواهى شد . اوست توانايى كه اگر تمام عقلها متوجّه گردند كه پايان قدرت او را دريابند ، و انديشه‌اى كه مبرّا از خطرات وسوسه‌ها باشد بخواهد تا عمق آنچه را كه از بزرگى و سلطنت او پنهان است دريابد ، و دلها شيفته و شايق شوند كه در چگونگى صفاتش به جريان [ و انديشه ] افتند ، و عقلها بخواهند از آنجايى كه راههاى ورود در رسيدن به كُنه صفات او بسته است وارد شوند ، خداوند متعال عقلها و همّتها را بازمىدارد و ردع مىكند در حالى كه راههاى هلاك و تاريكيهاى عوالم غيبى را براى رسيدن به خدا طى كرده باشند . پس اعتراف‌كنان به اينكه سختكوشى در راه معرفت و دست يافتن به كُنه ذات او امكان‌پذير نيست ، باز مىگردند و حتّى خطورى از اندازه‌هاى جلال و عزّت او از خاطر انديشمندان نمىتواند بگذرد و در انديشهء آنان نخواهد گنجيد . حضرت در خطبهء 93 در مورد اين موضوع فرموده است : فَتَبارَكَ اللَّهُ الَّذي لا يَبلُغُهُ بُعدُ الهِمَمِ ، وَ لا يَنالُهُ حَدسُ الفِطَنِ . الأَوَّلُ الَّذي لا غايَةَ لَهُ فَيَنتَهي ، وَ لا آخِرَ لَهُ فَيَنقَضي . بزرگ و برتر است خدايى كه همّتهاى دور او را درك نمىكنند ، و زيركيها و حدسهاى تيزهوشان او را درنمىيابند . آغازى است كه پايانى براى او نيست تا پايان پذيرد ، و آخرى براى او نيست تا منقضى شود . در خطبهء 108 مىفرمايد :